شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شودتا منتهای کار من از عشق چون شود
۲
دل بر قرار نیست که گویم نصیحتیاز راه عقل و معرفتش رهنمون شود
۳
یار آن حریف نیست که از در درآیدمعشق آن حدیث نیست که از دل برون شود
۴
فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیستور کوه محنتم به مَثل بیستون شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth