شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرمست اگر درآیی عالم به هم برآیدخاک وجود ما را گرد از عدم برآید
۲
گر پرتوی ز رویت در کنج خاطر افتدخلوت‌نشین جان را آه از حرم برآید
۳
گلدسته امیدی بر جان عاشقان نِهتا رهروان غم را خار از قدم برآید
۴
گفتی به کام روزی با تو دمی برآرمآن کام برنیامد ترسم که دم برآید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth