شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر آن عهدشکن با سر میثاق آیدجان رفته‌ست که با قالب مشتاق آید
۲
همه شب‌های جهان روز کند طلعت اوگر چو صبحیش نظر بر همه آفاق آید
۳
هر غمی را فرجی هست ولیکن ترسمپیش از آنم بکشد زهر که تریاق آید
۴
بندگی هیچ نکردیم و طمع می‌داریمکه خداوندی از آن سیرت و اخلاق آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth