خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن در سینه دارم دل که باشد درد و داغ آنجانه زان دارم که باشد شادمانی و فراغ آنجا
۲
به سیر گلستان رفتی و بویی برد از این معنیهنوز از نکهت گل غنچه میگیرد دماغ آنجا
۳
اگر خواهم به باغ آیم برای سرو گل نبودگل رخساره و سرو قدت کردم سراغ آنجا
۴
بیا تا با تو گل ریزان کنیم ای گلعذار منمن از گلهای داغ اینجا، تو از گلهای باغ آنجا
صفحهٔ ۱ از ۲