شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهر قتلم یک نفس بس نرگس جانانه راشعله ای کافی بود بال و پر پروانه را
۲
خون تراوش می کند از چاک های سینه امطفل اشکم باز گم کرد است راه خانه را
۳
مردم چشمم کنند از دل به سوی دیده اشکهمچو موری کو بسوی خانه آرد دانه را
۴
من مسلمان نیستم گبرم ولی از بیم خلقمی‌فروزم در درون خانه آتش خانه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth