شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون گرم گریه کردم چشم گهرفشان راانداختم به ساحل چون موج آسمان را
۲
ترسم زننگ ننهد دیگر بر آستان پاورنه به بوسه زحمت میدادم آستان را
۳
تا زودتر بسوزی ای برق آه او راچون عندلیب از خس میسازم آشیان را
۴
گر بودی از سگانش امید التفاتیکی بود تاب بودن در سینه استخوان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth