شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز یار شکوه عاشق به کفر نزدیک استبدی که صاحب روی نکو کند نیک است
۲
دلم در آن خم زلفست گرچه خود دورمچه غم ز دوری راهست دل چو نزدیک است
۳
همای روح سعادت به دام ما افتدعجب که نگسلد این رشته سخت باریک است
۴
فتاده زلف تو چون سایه چراغ به پاتدرست بوده که پای چراغ تاریک است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth