خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرنه دلجویی نمودی قامت دلجوی دوستاز خجالت سرفکندی پیش ماه روی دوست
۲
عشق را با کفر و ایمان نیست کاری زآن که هستقبله ما روی یار و کعبه ما کوی دوست
۳
قیمت دزدیده کم دانند دزدان عیب نیستگر نداند قیمت دل طره هندوی دوست
۴
از پریشانی ست این ارزانفروشی ورنه کیمیدهد تاری به جانی زلف عنبربوی دوست
صفحهٔ ۱ از ۲