شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب ز کوثر تر نمی‌سازیم ما تا آتش استدرد ما آتش‌پرستان را مداوا آتش است
۲
ما که می‌سوزیم خواه از وصل و خواه از هجر باشسوختن کارست هرکس را تمنا آتش است
۳
دور از آن در گریه دارم چون که می‌سوزد مراآنچه آن بر دیگران آب است بر ما آتش است
۴
راستی را دور ازو یک دم شکیباییم نیستبا وجود آن که می‌دانم سراپا آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth