شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار شادان رفت و با خود جان ناشادم نبردجان رفیقش کردم و چندانکه جان دادم نبرد
۲
بس که در هر ذره پنهان داشتم کوه غمیخاک گشتم بر سر کوی تو و بادم نبرد
۳
آن قدر تکرار کردم درس مهر دوست راکین همه نامهربانی کرد و از یادم نبرد
۴
می کنم فریاد و از غیرت نمیدانم زکیستهمچو طفل بی زبان کس ره به فریادم نبرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth