شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیوار و در آلوده به خون جگرم کردهجران تو شرمنده دیوار و درم کرد
۲
از لذت زخم آن مژه محرومی ما خواستزان پیش که شمشیر زند بی خبرم کرد
۳
از عکس رخت در نظرم اشک به خون شدآسوده ز آمیزش لخت جگرم کرد
۴
پروانه صفت سوختم و شمع ندیدمخون در تن من شعلگی بال و پرم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth