شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان سپردیم و اسیریم درین دام هنوزسر نهادیم و ندانیم سرانجام هنوز
۲
نیم سوزی سبب دود بود هیزم راهر که در عشق کشد آه بود خام هنوز
۳
جان نثار قدمش کردم و ایامی رفتباورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز
۴
آستان بوس تو در حوصله‌ام کم گنجدمن که مستم ز تماشای در و بام هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth