شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما پای در گل از دل دیوانهٔ خودیمما غرق خون ز چشم سیه خانهٔ خودیم
۲
گلخن نمود بر سرما اشک ما خرابپیوسته خود خراب کن خانهٔ خودیم
۳
خون جگر خوریم و نگیریم می ز کسیعنی همیشه مست ز پیمانهٔ خودیم
۴
عمری گذشت و شکوه زلفش نشد تمامدر حیرت از درازی افسانهٔ خودیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth