شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سر کوی تو روزی چند جا می‌خواستیماز فلک یک حاجت خود را روا می‌خواستیم
۲
باد بیرون می‌برد از گلستان گل را مگرشد نصیب گلستان آن گل که ما می‌خواستیم
۳
دیر می‌آرد به مشتاقان نسیم پیرهنقاصدی چابک‌تر از باد صبا می‌خواستیم
۴
در قیامت هم ستم بر ما شهیدان کرده‌اندجان به ما دادند و ما جانانه را می‌خواستیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth