خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو من آمد به باغ ای سرو، سربازی مکنپیش سرو قامتش دیگر سرافرازی مکن
۲
نیست دل در سینه ای جان چند کاوی سینه راآتشت مُرد است، با خاکسترش بازی مکن
۳
در گلویم شو گره ای گریه تا دم درکشمتا توانی پرده پوشی گیر و غمازی مکن
۴
ای که می سوزی مرا با ناله زارم بسازبا تو می سازیم ما با ما تو ناسازی مکن
صفحهٔ ۱ از ۲