خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر بر گریه قادر نیست چشم اشکبار منکسی کو تا بگرید بر من و بر روزگار من
۲
بود طفل عزیز خانه ی دل اشک رنگینمگهی بر دوش مژگان است و گاهی بر کنار من
۳
غباری از تو گفتی دارم اندر دل عجب دارمتو خود زین بیش بر باد فنا دادی غبار من
۴
شب از زلف تو بر دارد سیاهی و درازی رابه شب زان دارد الفت دیده شب زنده دار من
صفحهٔ ۱ از ۲