خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتگویت میدهد یاد از عتاب تازهاییار گویا دیده بهرم باز خواب تازهای
۲
بر رخت بس بود از زلف پریشانت نقاباز خط مشکین چرا بستی نقاب تازهای
۳
شب بود آبستن خورشید و خورشید رختباشد آبستن به شب مست آفتاب تازهای
۴
خون عشاق قدیم ار میخوری دلشان بسوزکین شراب تازه را باید کباب تازهای
صفحهٔ ۱ از ۲