شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاری به دست کن که به امید راحتشواجب کند که صبر کنی بر جراحتش
۲
ما را که ره دهد به سراپردهٔ وصال؟ای باد صبح‌دم خبری ده ز ساحتش
۳
باران چون ستاره‌ام از دیدگان بریخترویی که صبح خیره شود در صباحتش
۴
هر گه که گویم این دل ریشم درست شدبر وی پراکند نمکی از ملاحتش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth