خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست به جان نمیرسد تا به تو برفشانمشبر که توان نهاد دل، تا ز تو واستانمش؟
۲
قوت شرح عشق تو نیست زبان خامه راگِردِ درِ امید تو چند به سر دوانمش؟
۳
ایمنی از خروش من گر به جهان دراوفتدفارغی از فغان من گر به فلک رسانمش
۴
آهِ دریغ و آبِ چشم ارچه موافق مناندآتش عشق آنچنان نیست که وانشانمش
صفحهٔ ۱ از ۳