خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدانهفتم قدر خود تا قیمت یاران شود پیدا
۲
فلک ای کاش بردارد ز روی کارها پردهکه نقد زاهدان و جنس میخواران شود پیدا
۳
ز سیل فتنه چون در ورطه افتد زورق هستیدر آن طوفان سرانجام سبکباران شود پیدا
۴
هوای ذره پروردن ندارد آفتاب منکه استعداد هر یک زین هواداران شود پیدا
صفحهٔ ۱ از ۲