خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما راکه از هر شهر و یاری ماند داغی در جگر ما را
۲
اگر چه می رویم از دست شوخی زین دیار اماهمین حالت دهد رو باز در شهر دگر ما را
۳
همان بهتر که یاران با کسی دیگر نپیوندیمکه دوران می کند آخر جدا از یکدگر ما را
۴
نه ما داریم این سرگشتگی از گردش گردونبتان دارند زینسان کوبکو و در بدر ما را
صفحهٔ ۱ از ۲