خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشبدل بیقرار در خون بچه روز خفت امشب
۲
به تبسم نهانی که زدی به گریهٔ منمژهٔ خیال بازم چه گهر که سفت امشب
۳
ز میان همنشینان چه روی بخشم بیرونچو بهیچ باب عاشق سخنی نگفت امشب
۴
به ترانه ی جدایی همه را به خون کشیدیدل بیخبر چه داند که چه می شنفت امشب
صفحهٔ ۱ از ۲