خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجببه یک کرشمه کشی این هم از تو نیست عجب
۲
ز من که سوخته ام عیش و خرمی عجبستتو شادزی که دل خرم از تو نیست عجب
۳
هزار بار نمک بر جراحتم زده یییکی اگر بنهی مرهم از تو نیست عجب
۴
دگر ز خون شهیدان عشق طوفانستچنین هزار درین عالم از تو نیست عجب
صفحهٔ ۱ از ۲