خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشببخواهم سوخت زین آتش که دارم در جگر امشب
۲
برا از قید تن ای جان اگر آسودگی خواهیتو هم این جامه ی ناموس را در بر بدر امشب
۳
سزد گر بر چراغ هستی خود دامن افشانمکه شمع طلعت آن ماه دارم در نظر امشب
۴
سر جان باختن دارم به پایش همچو پروانهز مجلس ای رقیب این شمع را بیرون مبر امشب
صفحهٔ ۱ از ۲