خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از نظارهٔ آن گلعذارم گلشنست امشبچراغ از روغن بادام چشمم روشنست امشب
۲
سپندم خوشهٔ پروین و شمع مهر همزانومه نو پاسبان و زهرهام چوبکزنست امشب
۳
وصالم هست اما زَهرهٔ بوس و کنارم نیستگلم در خوابگاه و خار در پیراهنست امشب
۴
گذشت از کاوکاو غمزه سیل خونم از دامنبه چشمم آنچه مژگان بود گویا سوزنست امشب
صفحهٔ ۱ از ۲