خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قیامت باشد آن قامت در آغوششراب سلسبیل از چشمهٔ نوش
۲
غلام کیست آن لعبت؟ که ما راغلام خویش کرد و حلقه در گوش
۳
پریپیکر بتی کز سحر چشمشنیامد خواب در چشمان من دوش
۴
نه هر وقتم به یادِ خاطر آیدکه خود هرگز نمیگردد فراموش
صفحهٔ ۱ از ۳