شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکستبر گل سیراب جعد سنبل مفتون شکست
۲
خنده بر افسانه ی شیرین لبان زد در سخنلعل میگونت که قدر لؤلوی مکنون شکست
۳
بنده ی آن سرو آزادم که در گشت چمنحسن شاخ گل بناز و شیوه ی موزون شکست
۴
داشتم آسیب دوران سنگ بیدادش رسیدبیش ازینم گر دلی نشسکته بود اکنون شکست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth