خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه کان ابروکمان چشم سیاه از ناز بستپرده ی نیلوفری بر نرگس غماز بست
۲
داد از آن سلطان که در مجلس بصد ناز و نیازباز کردم صد رهش تیغ از میان و باز بست
۳
تا چه افسون خواند آن لعل سخنگو روز وصلکاینچنین محکم زبان و گوش اهل راز بست
۴
می رسد در گوشم آواز و ندانم از کجاستترک من گویا بعزم صید طبل باز بست
صفحهٔ ۱ از ۳