شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد سحاب و چهرهٔ گل‌ها ز خواب شستنیسان دهان غنچه به مشک و گلاب شست
۲
صبحست، می بنوش که گردون به اشک گرماز بهر جرعه‌ای قدح آفتاب شست
۳
گو همچو برگ لاله ز برق فنا بسوزگل چون کتان خود به شب ماهتاب شست
۴
در آتشم ز دختر رز کاین حریف‌سوزعالم خراب کرد چو دست از خضاب شست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth