شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست بیرون و درونم ذره‌ای خالی ز دوستصورتم آیینهٔ معنی و معنی عین اوست
۲
آنچنان با دوست یکتایم که چون مجنون زارهیچ غیر از دوست نبود گر برون آیم ز پوست
۳
حسن روز افزون یار و عشق خرمن‌سوز منهمچو گل در غنچهٔ سیراب و چون می در سبوست
۴
اختلافی هست در صورت ولی معنی یکی‌ستآنچه در هر لاله‌ای رنگ است در هر نافه بوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth