خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بستدفتر گل را به عنوان وفا شیرازه بست
۲
جذب آب و سبزه بیرون برد گل رویان شهرمحتسب هرچند از غیرت در دروازه بست
۳
جوش مستان و خروش رود و گلبانگ هزارزین نواها در هوا از شش جهت آوازه بست
۴
اشتیاق باده چندان شد که هنگام صبوحنرگس مخمور نتواند لب از خمیازه بست
صفحهٔ ۱ از ۲