شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست اجلم بر دل ماتمزده ره بستعود دلم از دود جگر تار سیه بست
۲
منشور سرافرازی و گردنکشی اوتعویذ دل ماست که بر طرف کله بست
۳
آه از دل آن مست که چون رخش بدر تاختاول گذر بادیه بر میر سپه بست
۴
یوسف به بیابان عدم چون علم افراختخورشید سراپرده اش از پرده ی مه بست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth