خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانستنشناخت گل تازه و نوروز ندانست
۲
مجنون تو هم بر سر خاکستر گلخنجان داد و بهار چمن افروز ندانست
۳
فردا چکند با جگر سوخته عاشقچون فایده ی صحبت امروز ندانست
۴
از رنگ قبا سوخت دل از دور چو دیدتنقش کمر و تاج طلا دوز ندانست
صفحهٔ ۱ از ۲