خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم چراغ دل بمی ناب روشنستچشمم ز جلوه ی گل سیراب روشنست
۲
چون صبح اگر ستاره فشانی کنم رواستکز دیدن تو دیده ی بیخواب روشنست
۳
امشب که در خرابه ی درویش آمدیبیرون مرو که خانه ز مهتاب روشنست
۴
بخشد صفای چشمه ی خورشید دیده راآیینه ی رخ تو که چون آب روشنست
صفحهٔ ۱ از ۲