خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردن افراشتهام بر فلک از طالع خویشکاین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش
۲
عمرها بودهام اندر طلبت چارهکنانسالها گشتهام از دست تو دستاناندیش
۳
پایم امروز فرورفت به گنجینه کامکامم امروز برآمد به مراد دل خویش
۴
چون مُیَسّر شدی ای دُرِّ ز دریا برترچون به دست آمدی ای لقمهٔ از حوصله بیش
صفحهٔ ۱ از ۲