شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیشمنِ بی‌کار، گرفتارِ هوای دلِ خویش
۲
هرگز اندیشه نکردم که تو با من باشیچون به دست آمدی ای لقمهٔ از حوصله بیش؟
۳
این تویی با من و غوغای رقیبان از پسوین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش
۴
همچنان داغ جدایی جگرم می‌سوزدمگرم دست چو مرهم بنهی بر دل ریش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth