خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز این دست تهی بند نقابی نکشیدخم زلفی نگرفت و می نابی نکشید
۲
سر آبی فلک عشوه گرم جلوه ندادکان سر آب در آخر بسرایی نکشید
۳
عاشق سوخته خرمن ز بیابان فراقتشنه آمد بلب چشمه و آبی نکشید
۴
تا دلم آب نشد گوهر مقصود نیافتبه فراغی نرسید آنکه عذابی نکشید
صفحهٔ ۱ از ۳