شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دم به دم در عاشقی دل را زیانی می‌شودهر زمان از عمر من آخر زمانی می‌شود
۲
دل اسیر خردسالی گشت و این چرخ کهنپیر می‌سازد مرا تا او جوانی می‌شود
۳
روز اول چون نهاد انگشت بر لوح و قلمنقش می‌بستم که آخر نکته‌دانی می‌شود
۴
این خرابی‌ها که واقع شد ز آب چشم منگر فرشته در قلم آرد جهانی می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth