شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دیده پنهان آن پری گشت و دل من خوش نکردآن مرغ وحشی عاقبت رفت و نشمین خوش نکرد
۲
نی شد بمسجد منکرم زاهد که در میخانه همطور من بی دین و دل پیر برهمن خوش نکرد
۳
از شمع خود ماندم جدا چندانکه گشتم دل سیهروشن دل پروانه یی کاین تیره مسکن خوش نکرد
۴
از عاشقی شد عاقبت روزم ببدنامی سیهترسید از روز سیه آنکس که این فن خوش نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth