شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خزان رسید و گلستان به آن جمال نماندسماع بلبل شوریده رفت و حال نماند
۲
نشان لاله ی این باغ از که می پرسیبرو کز آنچه تو دیدی بجز خیال نماند
۳
بشکل و رنگ رخت از خزان کمالی یافتولی چه سود که آخر بدان کمال نماند
۴
چو آفتاب که مغرور حسن و طلعت شد؟که چون خزان دم آخر در انفعال نماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth