خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ز روز بد خویش ماتمی داردچه ماتمست که اندوه عالمی دارد
۲
خراب حالم و با کس نمی توانم گفتخوشا کسی که بهر حال محرمی دارد
۳
مراد ما به میان سهی قدان بستندولی چه سود که بس جای محکمی دارد
۴
امید هست که از باغ وصل گل چینمهنوز دیده ی خونین دلان نمی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲