خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهار آمد که بوی گل جهان را خوش کندجرعه نوشان را شقایق نعل در آتش کند
۲
خرم آن شاهد که نوشد جرعه ی بیغش بنازعاشق دلخسته از نظاره ی او غش کند
۳
لاله خون ریزان، گل آتشبار و سوسن ده زبانمرغ سرگردان ازینها با که خاطر خوش کند
۴
چشم و دل گردد زمین و آسمان، چون ماه منجلوه بر تخت روان و ناز بر ابرش کند
صفحهٔ ۱ از ۲