شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی بده آن شراب گلرنگمطرب بزن آن نوایْ بر چنگ
۲
کز زهد ندیده‌ام فتوحیتا کی زنم آبگینه بر سنگ؟
۳
خون شد دل من ندیده کامیاِلّا که برفت نام با ننگ
۴
عشق آمد و عقل همچو بادیرفت از بر من هزار فرسنگ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth