خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرم بازآمدی محبوبِ سیماندامِ سنگیندلگُل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گِل
۲
ایا باد سحرگاهی! گر این شب روز میخواهیاز آن خورشید خرگاهی، برافکن دامن محمل
۳
گر او سرپنجه بگشاید که عاشق میکُشم شایدهزارش صید پیش آید، به خون خویش مُستعجِل
۴
گروهی همنشینِ من، خلاف عقل و دین منبگیرند آستین من، که دست از دامنش بُگْسِل
صفحهٔ ۱ از ۳