شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبلکه احتمال ندارم ز دوستان ورقی گل
۲
خبر برید به بلبل که عهد می‌شکند گلتو نیز اگر بتوانی ببند بار تَحَوُّل
۳
أَما أُخالِصُ وُدّی؟ أَلَم أُراعِکَ جَهدی؟فَکیْفَ تَنقُضُ عَهدی؟ وَ فیمَ تَهجُرُنی؟ قُل!
۴
اگر چه مالک رِقّی و پادشاه به حقیهَمَت حلال نباشد ز خون بنده تَغافُل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth