شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصالشب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
۲
بدار یک نفس ای قائد این زمام جِمالکه دیده سیر نمی‌گردد از نظر به جَمال
۳
دگر به گوش فراموش‌عهد سنگین‌دلپیام ما که رساند مگر نسیم شمال
۴
به تیغ هندی دشمن قتال می‌نکندچنان که دوست به شمشیر غمزهٔ قتّال
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth