خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در تن سوخته چندان که نفس میگنجدجان به یاد تو درین تنگ قفس میگنجد
۲
در دل تنگ من ای شمع سراپردهٔ جانجز خیال تو مپندار که کس میگنجد
۳
گلشن عیش مرا تنگ چنان ساخت قضاکه در آنجا نه هوا و نه هوس میگنجد
۴
نکنم در چمن کوی تو یاد گل و سروکه در آن باغ نه خاشاک و نه خس میگنجد
صفحهٔ ۱ از ۲