خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دمی که بوی گل از باد نوبهار آیدبه غنچه ی دل من بی تو زخم خار آید
۲
بهار آمد و مردم به عیش خود مشغولدو چشم من نگران هر طرف که یار آید
۳
مرا چو نیست نشاط از بهار و باغ چه سودکه سبزه بر دمد از خاک و گل به بار آید
۴
دلا به پای گل و سرو آب دیده مریزنگاهدار که آن سرو گلعذار آید
صفحهٔ ۱ از ۲