شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌دل گمان مبر که نصیحت کند قبولمن گوش استماع ندارم، لِمَنْ یقول؟
۲
تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشقجایی دلم برفت که حیران شود عَقول
۳
آخر نه دل به دل رود؟ انصاف من بدهچون است من به وصل تو مشتاق و تو مَلول؟
۴
یک دم نمی‌رود که نه در خاطری ولیکبسیار فرق باشد از اندیشه تا وُصول
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth