خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو رو از جانب صید آن شکارانداز میتابدعنان میافگند بر من ز ناز و باز میتابد
۲
سخن در پرده میگویی ولی گویا بود حسنشفروغ روی خوب از جوهر آواز میتابد
۳
عفی الله برق پیکانت چه شمع دلفروز است آنکه از شست تو ای ترک شکارانداز میتابد
۴
عجب سوزیست از شمع رخت در جان پروانهکه از هر شهپرش صد شعله در پرواز میتابد
صفحهٔ ۱ از ۲